هادى خسرو شاهى
92
خاطرات مستند سيد هادى خسرو شاهى درباره علامه طباطبايى ( فارسى )
در زمينههاى مختلف علمى و فرهنگى - فلسفى است . دكتر شايگان در كتاب خود « زير آسمانهاى جهان » ضمن اشاره به چگونگى ملحق شدن خود به اصحاب فلسفه - / كه كربن و علامه طباطبايى محور آن بودند - / مىنويسد : « در ديدارى با علامه در ساحل خزر مثل هميشه بحث فلسفه و رابطهء ديدن و دانستن در ميان بود . از نظر او تمامى معرفت اگر به سطح تجربه آنى و شهودى اعتلا نمىيافت ، هيچ اعتبار و ارزشى نداشت . من در آن ايام نوشتههاى يونگ را زياد مىخواندم و در آن زمان در كتاب « انسان و جستوجوى روان » غرق بودم . استاد خواست بداند كه كتاب چيست ؟ و من هم خلاصهاى از كتاب را برايش نقل كردم . اصل مطلب اين بود كه در حالى كه قرون وسطى روح جوهرى و جانى را موعظه مىكرد ، قرن نوزدهم توانست روانشناسى فارغ از روح را به وجود آورد . استاد چنان از اين نكته به وجد آمد كه خواست كتاب به فارسى ترجمه شود و افزود بايد جهان را شناخت . ما نمىتوانيم خود را در برجهاى عاجمان محصور و منزوى كنيم . يعنى علامه طباطبايى پس از آنكه دكتر شايگان فرازهايى از اپانيشادها را براى علامه ترجمه مىكند ، مىفرمايد : اين مطلب به متون محىالدين عربى نزديك است و لذا خواستار ترجمه كامل كتاب مىشود تا از همهء مباحث آن آگاه شود و اين در واقع نشاندهندهء روح جستوجوگر فيلسوفى است كه به افقهاى وسيعترى از علم و فلسفه مىنگرد و به آنچه كه خود دارد ، بسنده نمىكند . به نظرم براى تكميل اين بحث ، نقل خلاصه دو مطلب از دو كتاب دكتر داريوش شايگان ضرورى است كه خود ، شاهد عينى مباحثات علامه با